صادق هدایت

بی‌خوابی

پرونده‌ی آرمانشهر (۱۲) * هی خودم را گول می‌زنم؛ وضع که تا ابد همین‌طور نمی‌ماند. تمام روز می‌نشینم گوشه‌ی اتاق، خیره می‌شوم به عکس هدایت و آن عینک ته استکانی‌اش. پدرم  در را که باز می‌کند بوی توتون می‌پاشد توی اتاق. نعره می‌زند: «اینم شد زندگی؟» به رفتن فکر می‌کنم، به بودن، به اینکه چرا […]

AndreaDavid

آخرین رقص بر قلّه

پرونده‌ی آرمانشهر (۹)   ما، که منظورم آدم‌هاست، می‌دویم. ورزش می‌کنیم. بله. هر صبح لعنتی. و به این موضوع افتخار می‌کنیم. تا جا باز کنیم. تا بهتر مصرف کنیم. مصرف. می‌خواهیم زنده بمانیم تا مصرف کنیم. این موتور جامعه است. تا زمان را برای قدرت پمپ کند. و قدرت‌مندان از این زمان اضافه چه می‌خواهند؟ […]

WhatsApp Image 2020-11-08 at 02.24.16

شعر نوشتن با رمان یا آوازی برای کشتگان

درباره‌ی رمان «تعویذ»، نوشته‌ی روبرتو بولانیو * «تناسخ ارواح؛ شعر هرگز از میان نخواهد رفت، بلکه قدرت مقاومت‌ناپذیرش به گونه‌ای دیگر به بیان در خواهد آمد.» بولانیو در ۱۹۹۸ و هنگام دریافت جایزه رومولو گایه‌گوس گفته بود هرچه که می‌نویسد «نامه‌ای عاشقانه یا وداعی» برای جوانانی است که در جنگ‌های کثیف آمریکای لاتین کشته شده‌اند. […]

WhatsApp Image 2020-09-25 at 17.18.14

زندگی در حصار کاغذی

گفت‌وگو با «حسام‌الدین نبوی‌نژاد»، صاحب امتیاز و مدیرمسئول فصل‌نامه‌ی «زنده‌رود»   گفتن از احمد اخوت سخت است، حتی اگر سال‌ها همکاری، «اخوتی» میان دوتن برقرار کرده باشد. حسام‌الدین نبوی‌نژاد از سال ۱۳۷۱ به‌واسطه‌ی مجله زنده‌رود رابطه‌ای تنگاتنگ با احمد اخوت داشته است. برای گفت‌وگو با ایشان به دفتر وکالت‌شان رفتم و «به گزاف» تکیه بر […]