Noise © Alireza Fani

اودیسه‌ی نهایی پدر

چند سال قبل قرار بود درسی درباره‌ی اودیسه به دانشجوهای لیسانس ارائه کنم. در بعد‌ازظهری در ماه ژانویه‌ی آن سال، پدرم از من خواست تا در کلاسم شرکت کند. پدرم محقق بازنشسته‌ی علوم‌کامپیوتر بود و هشتاد‌ویک سال داشت. آن روز فکر می‌کردم دلایلش را برای شرکت در کلاسم می‌دانم و درخواستش را پذیرفتم. او باید […]

017Wehl - Domestic Landscapes - Bert Teunissen

پزشک خانواده، نوشته‌ی جیمز مارکوس

پدرم، آخرهای عمرش از جایگاه پزشک به مقام بیمار رسید و از پژوهشگر به موضوعی برای تحقیقات علمی بدل شد. جیمز مارکوس، ۴ مارس ۲۰۱۹   البته که ما دلمان می‌خواهد «قلب» هیچ ضربانی را جا نیندازد، به تپش نیفتد و فقط به آن ضرباهنگ معمول، ارزشمند و آرامَش ادامه دهد و حاضریم برای آن […]

scott russell sanders

«مردانی که می‌­پنداریم»، نوشته‌ی اسکات راسل سندرز

مردانِ گذشته، از جمله پدرم را به خاطر می­‌آورم، محکومین سیاه­پوست و نگهبانان سفید را در مزارع پنبه‌­ی سرتاسر حاشیه­‌ی جاده‌­های حومه‌­ی ممفیس می‌­دیدم. احتمالن سه یا چهارساله بوده‌­ام. زندانیان لبا‌س‌­های چرک با راه راه خاکستری و سیاه، به سنگینی کرباس، و خیس از عرق پوشیده بودند. بدون کلاه، با پشتی خمیده، در گرمایی کشنده […]

Alex Webb

«تأملی در باب دسته‌جاروب»، نوشته‌ی جاناتان سویفت

یادداشت مترجم: این متن نقیضه و طنزی است کلاسیک، اثر نویسنده انگلیسی-ایرلندی سفرهای گالیور، جاناتان سویفت. قلم تیز سویفت، در این متن، متوجه رابرت بویل، نویسندهه‌ی تأملات پراکنده در باب چند موضوع است که در آن اشیاء روزمره (آینه، میوه، ماهی و غیره) را دستمایه ای برای تأمل درباره درونمایه‌های مذهبی، ارتباط انسان با خدا […]