Roads and rain_ photographs by Abbas Kiarostami

خلوت پرهیاهو

۱. غروب یک روز جمعه است، اردیبهشت ۹۴، مبل‌ها را تازه آورده‌اند و داریم خانه‌ی مشترک را می‌چینیم. میز ناهارخوری هشت‌نفره را گذاشته‌ایم جلوی پنجره‌ی بزرگ تراس. کنار میز ایستاده‌ام و دارم لامپ قرمز نئونی را که آن‌سوی اتوبان روشن و خاموش می‌شود، می‌بینم. نور بی‌رمق قبل از غروب از آن‌سوی پنجره‌ی بی‌پرده افتاده روی […]

017Wehl - Domestic Landscapes - Bert Teunissen

پزشک خانواده، نوشته‌ی جیمز مارکوس

پدرم، آخرهای عمرش از جایگاه پزشک به مقام بیمار رسید و از پژوهشگر به موضوعی برای تحقیقات علمی بدل شد. جیمز مارکوس، ۴ مارس ۲۰۱۹   البته که ما دلمان می‌خواهد «قلب» هیچ ضربانی را جا نیندازد، به تپش نیفتد و فقط به آن ضرباهنگ معمول، ارزشمند و آرامَش ادامه دهد و حاضریم برای آن […]

scott russell sanders

«مردانی که می‌­پنداریم»، نوشته‌ی اسکات راسل سندرز

مردانِ گذشته، از جمله پدرم را به خاطر می­‌آورم، محکومین سیاه­پوست و نگهبانان سفید را در مزارع پنبه‌­ی سرتاسر حاشیه­‌ی جاده‌­های حومه‌­ی ممفیس می‌­دیدم. احتمالن سه یا چهارساله بوده‌­ام. زندانیان لبا‌س‌­های چرک با راه راه خاکستری و سیاه، به سنگینی کرباس، و خیس از عرق پوشیده بودند. بدون کلاه، با پشتی خمیده، در گرمایی کشنده […]

Alex Webb

«تأملی در باب دسته‌جاروب»، نوشته‌ی جاناتان سویفت

یادداشت مترجم: این متن نقیضه و طنزی است کلاسیک، اثر نویسنده انگلیسی-ایرلندی سفرهای گالیور، جاناتان سویفت. قلم تیز سویفت، در این متن، متوجه رابرت بویل، نویسندهه‌ی تأملات پراکنده در باب چند موضوع است که در آن اشیاء روزمره (آینه، میوه، ماهی و غیره) را دستمایه ای برای تأمل درباره درونمایه‌های مذهبی، ارتباط انسان با خدا […]