robert doisneau

بدون «ه» کسره در کنار «من»

پرونده‌ی آرمانشهر (۷) ** «آدم اهل کجاست؟ شهری که در آن به دنیا آمده است؟ شهری که در آن بزرگ شده یا شهری که در آن زندگی می‌کند؟ چطور می‌شود به آن لحظه‌ای رسید که در ذهن‌مان «اهل بودن» از شهری به شهری دیگر جابه‌جا می‌شود؟»۱   اهل کجایی؟ ور آر یو فرام؟ برای من، […]

Fyodor Dostoevsky

فرصت همنوایی ابدی در پنج ثانیه

فانتاسم: ضرورت یک زبان پرسش‌گر اندیشه، محصولِ زبان است. و زبانِ فارسی شوربختانه هیچ‌گاه مجالی مُکفی برای حیات نظری و تعامل با مکاتب روز جهان در اختیار نداشته، و درعوضِ اینکه بستری باشد برای ارتقای مُباحثات در حوزه‌های ادبی، فلسفی و شناختی، صرفا بدل شده به جولان‌گاهِ رسائل و احکام، و درنهایت بازنماییِ طوطی‌وار «عرف»های […]

مسجد اصفهان

همان‌جا، میانِ همهمه

پرونده‌ی آرمانشهر (۶) * صدای سم اسب‌ها و زنگوله‌های آویزان به گردن‌شان، صدای چرخ‌های چوبی کالسکه‌های بسته شده به اسب‌ها روی سنگ‌فرش‌های قُلنبه سُلنبه، صدای فواره آن حوض وسط میدان، صدای زن‌ها و مردها و بچه‌ها. تعجب می‌کردم از اینکه بچه‌های‌شان هم با آن لهجه حرف می‌زدند. لهجه‌ای به طعم همان ظرف فالوده‌ای که گاهی […]

پای چوپان

پای چوپان

این جستار از برگزیدگان اولین مرحله‌ی داوری اولین جایزه‌ی جستار خوانش، با موضوع «مدرسه» است. ** بعد از دوازده سال، یکی از سبیل‌ها را دیدم. سبیل شماره‌ی شش، افسانه دلیر. دوباره پاییز شده بود و آبان رسیده بود و فیل من یاد شهر و دیار پیشینش را کرده بود. پاییزها، بی‌دلیل، غمگین و افسرده می‌شوم. […]